ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 174
تاريخ رشيدى ( فارسي )
اگر چه اعراب در خلال تهاجماتش به تركستان شرقى در قرن هشتم ، تمام سعى خود را براى قبولاندن آيين اسلام بر اهالى قديم اويغور به كاربرد ، اما ظاهرا تا آنجا كه به بخش بزرگى از مردم مربوط مىشد ، تنها توانست موفقيتى جزئى حاصل نمايد . بدون ترديد قرهخان ، چنانكه از مسكوكات آنها برمىآيد ؛ تغيير كيش داده بوده و احتمالا از قرن يازدهم به بعد اكثر جمعيت آنها در نواحى غربى مسلمان بودهاند . اما در بخشهاى مركزى و شرقى ، اويغورها همچنان آيين بودايى داشته و متعلق به فرقه سرخ آن مذهب بودهاند ؛ مسيحيت نسطورى نيز در ميان آنها كاملا رواج داشته است . به طور كلى همه آنها را ترسا ناميدهاند و مطابق برخى از منابع ، اين واژه براى شناسايى مسيحيان به كار مىرفته ؛ اما در خصوص معنى دقيق ترسا ، نقطهنظرات مختلفى وجود دارد ، بدون ترديد از اين كلمه در موارد متعددى براى نسطوريان بخشهاى گوناگون آسيا استفاده شده ، اما در مورد بودائيان ، زرتشتيان و حتى بتپرستان نيز كاربرد داشته است . « 1 » با كمال تعجب تنها دو گزارشى كه از اروپائيان درباره اويغورها در سدههاى ميانه در دست داريم ، درباره اين موضوع اختلاف پيدا كردهاند : پلانو كارپينى به طور مسلمى اظهار مىدارد كه ايشان مسيحى نسطورى بودهاند ، در حالى كه ويليام روبروك تنها هشت سال بعد ، با اطمينان مشابهى آنها را بتپرست قلمداد مىكند و مىافزايد كه آنان همراه با نسطوريان و ديگران در شهرها سكونت داشتهاند . احتمالا اظهارات روبروك از آنجا ناشى شده كه اكثر آنهايى كه وى ديده بوده آيين بودايى داشتهاند و او تمام بودائيان را با بتپرستان گروهبندى كرده است ؛ در اين صورت ، وى صرفا به شيوه بسيارى از نويسندگان مسلمان تأسى جسته كه ميان مذاهب خارج از مذهب خود فرق آشكارى قائل نشدهاند . در هر حال شايد اين نظريه مسلمى نباشد ولى در سدههاى سيزدهم و چهاردهم هرچند كه نام ترسا معمولا براى مشخص ساختن اويغورها به عنوان يك ملت - يا به طور مؤكد اويغورهاى تيانشان شرقى - به كار مىرفته اما غالب نسطوريان را در بر مىگرفته است . در همين معنى اخير فريرجان اهل مونته كاروينو « 2 » در آغاز سده
--> ( 1 ) . ر . ك : ص 743 ، پىنوشت شمارهء 345 . ( 2 ) . . onivrocetnom fo nhoj rairf